دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 0:47 — شهربانوسادات —
![]()
با تواَم، فلانی! صدایم را میشنوی یا بازهم...؟! اینبار که خواستی پنجره را باز کنی، کمی آرامتر نزدیک شو. تو حواست نیست! تند که میروی، دل گنجشکهای پشت شیشه میلرزد و دل کوچک اگر بلرزد، فقط آرامشی به وسعت ابد آرامَش میکند.
چندیست پشت شیشهاش هستم و خوب میداند نبض دلم در دستان نگاهش میتپد؛ اما امشب... امشب او تند آمد؛ خیلی تند! و من دیدم که رعدِ چشمانش را بر دلم نشاند، از آن بالا؛ راست راست!
دیگر دلم میخواهد تمام دروغهای این حوالی را بگذارم و فقط به خوابی دلآرام بروم.
برچسب:
نویسنده: ساناز رستگار