تو دوری و من راه را، راست را، گم کردهام. یقین دارم که بیدارم و این مسیر را، این گذرگاه را، پیش از این نیز بارها پیمودهام. یک دنیا سردرگمم! نمیدانم چرا در شهر من، تمام کوچهها و میدانها یا به نام شاعراناند یا پیامبران یا شهیدان!
شاعر... پیامبر.... شهید!
چندیست هرچه میگویم و مینویسم، دیگران شعر میخوانندش!
اشهد ان لا اله الا عشق!
برچسب:
نویسنده: ساناز رستگار