
چقدر تاریک است! آنقدر که آدمها دارند یکییکی خودشان را به خواب میزنند. کاش کسی پیدا میشد و دلش ذرهای برای اشکهای شمع بیهودهروشنم میلرزید. لحظههای عمری دراز اینگونه هرز فرو میافتد از بلندای نگاه شمع. یک نفر بیاید این شمع را از مستی بیدار کند و به او بفهماند اینجا مردم نیازی به نور ندارند؛ همه کورند.
برچسب: شمع,شمعدان,شمعدانی,شمعدونی,شمعة,شمع اشنا,شمع العسل,شمع و پروانه,شمع و پروانه منم,شمعون,
نویسنده: ساناز رستگار